یادداشت؛ میثم مظفر: ایران بزرگ اقتصادی؛ دغدغه ها و بایدها

دکتر میثم مظفر، رئیس مرکز مطالعات و بررسیهای راهبردی: ترجیع بند سخنان چند مدت اخیر «دکتر محسن رضایی» دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، کلیدواژه «ایران بزرگ اقتصادی» است. البته چاره اندیشی پیرامون عبور از مشکلات کنونی کشور اعم از فقر، رکود، عدم توسعه متوازن و… به سمت آینده ای درخشان در پرتو توانایی های داخلی و برنامه های تحول زا، دغدغه همیشگی ایشان بوده است.

دکتر رضایی در تبیین ایده «ایران بزرگ اقتصادی» بر این باور است که یک توسعه اقتصادی درون زا، ایران را به دلیل موقعیت ژئوپولتیکی مناسب، از این توان برخوردار خواهد کرد که به قطب اقتصادی منطقه آسیای جنوب غربی تبدیل شود و در این چارچوب، همکاری و همبستگی منطقه ای را رقم بزند. امری که به باور ایشان سبب از میان رفتن توطئه های غرب و رژیم صهیونیستی و رخت بربستن بی ثباتی از منطقه خواهد شد.

در همین چارچوب، ایشان در نشست اخیر شورای ائتلاف نیروهای انقلاب، به طرز موجز و مختصر اما مفید به «باید» های شکل گیری «ایران بزرگ اقتصادی» اشاره کرده اند:

– «اگر ایران بخواهد در یک طراز بهتر و بزرگتر اداره شود، لازم است سه قوه از اختلافات مشکل زا، دور باشند به گونه ای که شاهد نزاع مدیران ارشد نباشیم بلکه سه قوه برای پیشرفت کشور دست به دست هم بدهند. انتظار می رود دغدغه مدیران ارشد کشور ماندن در قدرت نباشد، بلکه به فکر تغییر شرایط بنفع مردم باشند و هماهنگ با فرامین رهبر انقلاب در مسیر پیشرفت کشور حرکت کنند.»

البته دکتر رضایی قبلاً نیز به ضرورت شکل گیری یک مدیریت فراجناحی اقتصادی، بر پایه وفاداری به سیاست های کلی نظام برای توسعه کشور اشاره کرده است؛ امری که فقط با همبستگی بین قوای کشور، پرهیز آنها از دعواهای سیاسی و توجه به سیاست های کلی نظام برای توسعه ایران بزرگ اقتصادی ممکن خواهد شد.

به عبارت بهتر، وحدت فراجناحی در تیم متخصصین اقتصادی، لازمه اش همبستگی روسای قوا، توجه آنان به منافع عمومی و سیاست های کلی نظام است.

اما نکته دیگری که در این نشست از سوی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در همین چارچوب مطرح شد، پتانسیل های بالای تجاری شکل گیری یک ایران بزرگ اقتصادی است:

– «اگر فرصت‌ها بر تهدیدها غلبه کند، ایران بزرگ اقتصادی شکل می‌گیرد، یعنی اتحادیه آسیای جنوب غربی با حضور حدود ۲۵ کشور “هم مرز” و “هم منطقه”، با هشتصد میلیارد دلار تجارت سالانه، تشکیل خواهد شد که در این بلوک، پول ایران اعتبار خود را پیدا می کند.»

قطعاً با کنار رفتن مدیریت ناکارآمد محفلی، غرب گرا و لیبرال مآبانه که توجهی به شکوفایی توانایی های داخلی در پرتو برنامه های تحول آفرین و انقلابی ندارد و از تعامل با جهان تنها ارتباط با چند کشور غربی را دنبال می کند، می توان با یک «نهضت شکوفایی اقتصادی» در داخل و یک دیپلماسی تجاری قوی منطقه ای، ایران بزرگ اقتصادی را شکل داد و از مواهب آن برخوردار شد.

امری که شرط اصلی تحقق آن، تغییر گفتمان حاکم بر مدیریت اجرایی کشور از غرب زدگی به سمت حرکت در مسیر گام دوم انقلاب، تسهیل گردش نخبگان در سطوح مدیریتی و انتقال بین نسلی است و مستلزم اعتماد و مسئولیت سپاری به جوانان می باشد و بدون شک، پیمودن این راه نیازمند دانش اقتصادی و تجربه کافی در مدیریت تحول، نهادسازی و مدیریت بحران و برخورداری از خلاقیت و انسجام در منظومه فکری است.